"مثلث برمودا" یا "مثلث شیطان" خیالی منطقه واقع شده در سواحل اقیانوس اطلس جنوب شرقی ایالات متحده امریکا ، که برای بروز ظاهرا غیر قابل توضیح بالایی از ناپدید شدن کشتیها و هواپیماها اشاره شده است. apexes از مثلث عموما اعتقاد بر این باشد برمودا ؛ میامی ، فلوریدا ؛ و سان خوان ، پورتو ریکو. بنگاه آمریکا نشانی از نامهای جغرافیایی مثلث برمودا به عنوان نام رسمی به رسمیت نمی شناسد. نیروی دریایی آمریکا معتقد است مثلث برمودا وجود دارد. گزارش شده است که لوید از لندن ، در بازار پیشرو جهان برای بیمه های تخصصی ، آیا حق بیشتری برای عروق ترانزیت در این منطقه به شدت به اتهام سفر نیست.
معروف ترین تلفات نیروی دریایی ایالات متحده که در منطقه به عنوان محبوب مثلث برمودا رخ داده است شناخته شده هستند تبادل سایکلوپ یدلایمخیرات 1918 مارس هواپیما و پرواز 19 در دسامبر 1945. احتمالا کشتی در طوفان غیر منتظره sank ، و سوخت هواپیما از فرار و سقوط به اقیانوس -- هیچ ردهای جسمی از آنها هرگز پیدا نشده است. یکی دیگر از ناپدید شدن شناخته شده است که نفت کش های غیر نظامی نیروهای اس اس ملکه حمل دریایی گوگرد مذاب به گوگرد فله sank که در فوریه 1963. با وجودی که این خراب دریایی گوگرد ملکه نشده است قرار گرفته است ، اسباب نجات و سایر مصنوعات بازیافت شناور بودند. این ناپدید شدن استفاده شده است به ارائه اعتبار به اعتقاد عامه در رمز و راز و purported کیفیت فوق العاده از "مثلث برمودا".
از آنجا که روز از اوایل تمدن هزاران بسیاری از کشتی ها را غرق و یا ناپدید شده در آبهای سراسر جهان به علت اشتباهات و ناوبری دیگر انسان ، توفان ، دزدی ، آتش سوزی ، و ساختاری / شکست های مکانیکی. هواپیما به مشکلات مشابه هستند ، و بسیاری از آنها را در دریا سقوط کرده در سراسر جهان. اغلب اوقات ، زندگی برابر با شهود نداشت به فرو رفتگی یا تصادف و از این رو دقیق علت از دست دادن و محل کشتی یا هواپیما از دست رفته وجود دارد در دست نیست. تعداد زیادی از قایق ها لذت سفر آبهای میان فلوریدا و باهاماس. در اغلب اوقات ، برنامه تسهیل عبور خیلی کوچک با یک قایق تلاش هستند ، دانش ناکافی از خطرات منطقه ، و عدم مهارت در دریا نوردی خوب است.
برای دیدن چگونگی مشترک از تصادفات در دریا در حال ، شما می توانید برخی از گزارش حادثه اخیر ملی ایمنی حمل و نقل بنگاه کشتی ها و هواپیماها را بررسی نمود. یکی از نگرانی های هواپیما گزارش سانحه در پرواز ditching نارسایی موتور و متعاقب آن از هواپیمای Cessna بزرگ در نزدیکی جزیره آسا در باهاما در یدلایمخیرات 2003 ژوئیه 13. این نوع تصادف است که احتمال دارد که در مثلث برمودا به علل مرموز نسبت داده شده است در صورت عدم بازماندگان و یا شاهدان عینی دیگر تصادف وجود نداشته است می باشد.
عامل مهم با توجه به رگهای گم شده در مثلث برمودا فعلی اقیانوس به نام قوی از جریان خلیج فارس است. این وضعیت که بسیار سریع و آشفته و می تواند به سرعت حذف مدارک و یک فاجعه. آب و هوا نیز نقش دارد. قبل از توسعه تلگراف ، رادیو و رادار ، ملوانان آیا طوفان یا طوفان شدید بدانید نشده بود در این نزدیکی هست تا زمانی که در افق ظاهر شد. برای مثال ، قاره قایق جنگی نیروی دریایی Saratoga خاموش باهاما در چنین طوفان با تمام خدمه اش در یدلایمخیرات 1781 مارس 18 از دست داده بود. بسیاری از دیگر ایالات متحده کشتی های نیروی دریایی را در دریا و در توفان در سراسر جهان از دست داده شده است. ناگهان توفان رعد محلی و spouts آب گاهی اوقات می تواند فاجعه ای برای مارینرز و خدمه هوا هجی. در نهایت ، توپوگرافی کف اقیانوس ها متفاوت بوده و از shoals گسترده در سراسر جزیره به برخی از عمیقترین ترانشه های دریایی در جهان است. با تعامل جریانهای قوی بیش از بسیاری از صخره های دریایی اقیانوس ها نقشه برداری از پایین به حالت شار و توسعه از خطرات جدید ناوبری سریع گاهی اوقات می تواند باشد.
شده است inaccurately ادعا کرده اند که مثلث برمودا یکی از دو محل در روی زمین که در آن نقطه نسبت به قطب نمای مغناطیسی شمال واقعی. به طور معمول قطب نما خواهد شد به سوی شمال مغناطیسی نقطه. اختلاف میان این دو شناخته شده است به عنوان قطب نما تنوع. مقدار تغییرات توسط تنوع به اندازه 60 درجه در نقاط مختلف سراسر جهان است. اگر این قطب نما تنوع یا خطا شده است برای جبران نیست ، navigators می توانند خود را دور پیدا کردن و البته دچار مشکل عمیق. اگر چه در گذشته تنوع این قطب نما بود تحت تأثیر قرار دهد "مثلث برمودا" منطقه ، به دلیل نوسانات میدان مغناطیسی زمین این است ظاهرا نشده است مورد از قرن نوزدهم
قبل از اینکه به دیگران نصیحت کنی خود باید اصلاح شوی و قبل از اینکه دیگران را بیدار کنی خودت را بیدار کن. (امام حسین (ع))
نفس نفس, نفس نفس, نفس کشیده با زمان
نفس نفس, نفس نفس, نفس تنیده تا جهان
چقدر از نفس کشیدنم چقدر خسته می شوم
مگر عجوبه ی نفس مرا سرشته جاویدان؟
بپر نفس ز سینه ام برو که سینه وا شود
بپر - بپر به آسمان, بپر کرانه تا کران
بپر که دل ز بودنت فقط سیاه می شود
نپا که سنگ می زند ترا, فلانه تا فلان
نفس میا در این قفس, تو مرغ خانه نیستی
قفس تپیدن دل است همچو واژه با زبان
نفس نمی نشانمت به روی چشم های خود
بپر که فرش می شوی به پای رمه با شبان
ترا خدا سوار شو! به قلب کوهه بار شو!
شبی کمی خمار شو, سگی نشسته پاسبان
شکسته باد پای تو, همین بود سزای تو
به جای لای لای تو چنین شنیده داستان
نفس دعا نمی کنم, خدا خدا نمی کنم
بلی وفا نمی کنم, که نیست خانه میزبان
چگونه باز بر حریم سینه خواب می روی
تویی کسی که دست بسته, مشت خورده بر دهان
نفس نفس, نفس نفس, نفس بپر نفس برو
وگرنه می گذارمت به چوک جاده با سگان
مریم نخواب! پیرهنت دود می شود
یعنی اسیر آتش نمرود می شود
مریم نخواب! بیت مقدس شکست کرد
موج "سکوت", دختر دل را چه مست کرد
مریم سکوت چهره ی "مشروط" دار شد
جنگل تهی ز دانه ی سرخ انار شد
مریم نرو برای خدا! لحظه ی بمان
امشب درون کلبه ی آواره ی بمان
مریم! درون کلبه ی آواره کیست؟ من
عیسای بر صلیب, اجل بسته کیست؟ من
مریم! سکوت واژه ی سبز "قبول" بود
این گفته از گلوی محمد رسول بود
مریم! سکوت واژه ی زرد ذلیل شد
مطرود باب حضرت رب جلیل شد
مریم! سکوت معنی "نارفتن" تو نیست
یا معنیی محبت و دلبستن تو نیست
مریم! سکوت یعنی "غروب" تمام چیز
مریم! سکوت یعنی "جنوب" تمام چیز
صلح, آزادی- دموکراسی مگر بود؟ نبود!
شهر یا خانه و آبادی مگر بود؟ نبود
اشک های من و تو را به هوا در دادند
نم آبی به دل وادی مگر بود؟ نبود
سالها در پی خندیدن خورشید بلند
دم در بودیم و خوشحالی مگر بود؟ نبود
همه در خلوت شب های قدیم هابیل
"کور و کر" بودیم و بینایی مگر بود؟ نبود
باز در کوچه شلوغ است, فضا خاک آلود
به خدا پاکیی تنهایی مگر بود؟ نبود
برف بدبخت, نمای "ملک" آراسته است[3]
موج سه رنگه ی بارانی مگر بود؟ نبود
برق گشتیم و خم هاله ی تخنیک شدیم
وای! این دشمن تاریکی مگر بود؟ نبود
تا "دبستان صفا" جنگل بی پایانی است
جنگل از "چاقوی ما" خالی مگر بود؟ نبود
... و بهار من اینگونه آغاز شد ...
هرچه غم بود در این خانه تنفس کردم
دود را از تن سودابه تنفس کردم
هرچه دل بود در این سینه به آتش دادم
باز در آتش دل، ناله تنفس کردم
چقدر شعله برافروختم از آتش دل
درد این است! که من سایه تنفس کردم
زلف سودابه به دست عرب افسرد و شکست
من بیچاره! فقط شانه تنفس کردم
غزل از خانه برون رفت، خدا یارش باد
سال ها خنده ی مرثیه تنفنس کردم
گفت آنسو تر ِ من دشت زلالی جاریست
دشت را از پس دروازه تنفس کردم
اشک زیباست! ولی حیف که من پی در پی
گریه ی دختر همسایه تنفس کردم
همه شب از ته دل سخت دعایش کردم
باز در بستره ام مرده تنفس کردم!